تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - خانواده ؛ چشمه جوشان صمیمیت
خانواده ؛ چشمه جوشان صمیمیت


پیمانی پاك

تشكیل خانواده در اسلام، مسأله ای حیاتی و برنامه ای عالی است كه اگر چه بر مبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی جامه عمل می پوشد، اما نخستین مایه های آن به صورت غریزه، محبت، عاطفه و اشتیاق متقابل زوج، به اراده حكیمانه حضرت باری تعالی در نهاد انسان قرار داده شده است. ایجاد آرامش و مودت بر اثر ازدواج، از نشانه های لطف خداوند می باشد. (1)
علاوه بر این، محكم ترین و برترین برنامه برای جلوگیری از گناه و صیانت جامعه و نجات دادن نسل جوان از سقوط در باتلاق منكرات، ابتذال و فحشا؛ ازدواج است. بر این اساس، در مرحله اول، بر والدین، اقوام و نهادهای مسؤول واجب است كه نسبت به ایجاد مقدمات این سنت الهی و حركت پسندیده اقدام كنند و با دستان خویش، با ساده ترین روش، زمینه پیمانی پاك را فراهم آورند. در مرحله بعد، بر پسران و دختران است كه بنای زندگی سعادتمندانه ای را به دور از تكلفات و با اجتناب از شرایط سخت بر پا نمایند. البته، این موضوع با مقدماتی انجام می پذیرد.

پژوهش پیرامون همسر دلخواه

تشكیل كانونی به نام خانواده، اهمیت شایان توجهی دارد. زیرا برای هر كسی این فرصت یك بار در طول زندگی اش پدید می آید و هر دختر یا پسری كه می خواهد برای خود شریكی در مسیر زندگی خویش برگزیند، باید به این نكته توجه داشته باشد كه آن شریك، تا پایان عمر همراهش خواهد بود و از همه اسرار و رموزش باخبر خواهد گردید. شریكی كه مادر فرزندان و مربی كودكان است. یا آن كه پدر، مسؤول و مدیر خانواده است و در صورت انتخاب درست، بر اعتبار، عزت و آبروی طرفین افزوده خواهد شد. بنابراین، عقل و برهان چنین قضاوت می كند كه درباره همسر آینده بررسیهایی به عمل آید. بر اساس روایتی نورانی، (2) امام رضا(ع) فرموده اند: "كسی كه دختر خویش را شوهر می دهد، در واقع او را از حوزه اختیار خویش بیرون می آورد و در اختیار دیگری قرار می دهد."
این سخن حضرت نشان می دهد كه خانواده ها قبل از ازدواج فرزندانشان باید بررسی كنند كه دختر خویش را به همسری چه كسی درآورده و پاره ای از حیات خود و محصول تلاشها و تربیتهای خویشتن را به دست چه فردی می سپارند. بنابراین، باید دختر و پسر قبل از ازدواج از روحیات، عادات، اخلاق، سلامت فیزیكی و روانی یكدیگر در حد ضرورت باخبر باشند. دقیقاً به همین جهت است كه رسول اكرم(ص) تأكید نموده اند با افراد دارای حسب و نسب وصلت كنید، زیرا تمامی خصال و صفات والدین به فرزندان انتقال می یابد. (3)
خانواده ها نیز مراقب باشند دختر با ایمان خود را به جوانی كه اهل حق و حقیقت نبوده و خود در باتلاق انحراف دست و پا می زند، ندهند و برای جوان پاك خود دختری را كه به ارزشها و فضایل پشت پا زده، انتخاب نكنند.كسی كه پایبند واجبات نیست و از ارتكاب فسق و فجور پروا ندارد و از حسنات اخلاقی بهره ای نبرده، نباید به عنوان هسمر آینده برگزیده شود، زیرا بنا به فرمایش ائمه هدی(ع)، آثار حرام و گناه در نسل او آشكار می گردد. (4)

مراسم عروسی

آداب و رسوم عقد و عروسی باید توأم با وقار، حفظ كرامت، شخصیت و به دور از هر گونه محرمات و عوامل محرك شهوات باشد تا رحمت الهی را جلب كند و عاملی برای عملی شدن بركات آسمانی گردد. در فرهنگ اسلامی، تأكید بر این است كه این مراسم بهتر است كه شب هنگام برگزار شود. چنانچه عروسی حضرت زهرا(س) در هنگام شب انجام گردید. رسول خدا(ص) توصیه نمودند، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار، شب عروسی حضرت فاطمه(س)، به دنبال آن بانوی بزرگوار حركت كنند، شادی نمایند، شعر بخوانند و ذكر "ا...اكبر" و "الحمدا..." بر زبان جاری سازند و از چیزی كه خداوند بر انجام آن رضایت ندارد، پرهیز كنند.
حضرت امام رضا(ع) با الهام از بیانات رسول اكرم(ص) و تأسی بر سیره و سنت جدش و جده اش، فرموده اند: عروسی در شب هنگام، روش رسول خداست زیرا خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است.(5)
این حدیث ارزشمند، چند نكته مهم را كه حاوی جنبه های روان شناسی است، مطرح می كند؛ زیرا معمولاً شب هنگام، آدمی از فشارهای روانی كمتری برخوردار است و روح او فراغت بهتری دارد و برای انجام برنامه های فرحبخش مهیاتر است.
همچنین مطابق آنچه قرآن: "و جعلنا اللیل لباساً"(6) شب پوششی است بر اندام زمین و موجوداتی كه بر روی آن زیست می كنند.
پذیرایی از میهمانان نیز در فرهنگ اسلامی استحباب فوق العاده ای دارد. رسول گرامی اسلام(ص)، یكی از موارد ولیمه دادن را موقع عروسی دانسته اند. البته، بنا به فرمایش آن بزرگوار، دعوت شدگان نباید برای رفتن به این مراسم شتاب كنند، زیرا یادآور دنیا و زندگی ظاهری است.(7)
حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) هم فرموده اند: از سنت پیامبر اكرم(ص) طعام دادن در هنگام ازدواج است. (8)

هر عهد و پیمانی مسؤولیت دارد

خانواده عروس و داماد بنا به عرف جامعه و سنتهای محلی و رعایت موازین شرعی و ارزشی، باید در حدی به دور از افراط و تفریط، در مسأله مهر و صداق توافق كنند. البته امساك از رسانیدن صداق به صاحب آن، حرام و گناه است.
رسول خدا(ص) فرموده اند: مهریه زن باید به او مسترد گردد و كسی كه از پرداخت آن امتناع نماید، به اندازه حق زن، در روز قیامت از حسنات او برمی دارند و در پرونده همسرش قرار می دهند و چون كار نیكی به اندازه ترمیم حقوق زن باقی نماند، به گناه پیمان شكنی او را به سوی آتش می برند. زیرا هر عهد و پیمانی مسؤولیت دارد.
هشتمین فروغ امامت در این باره می فرمایند: "خداوند متعال هر گناهی را مورد آمرزش قرار می دهد، مگر گناه انكار مهر زن یا غصب دستمزد اجیر یا فروش انسان آزاد." (9) البته، ذكر این نكته هم ضروری است كه از جانب پیامبر(ص) و عترت پاك او، خطاب به زنان با كرامت توصیه شده است: اگر زمینه مناسبی در خصوص بخشیدن مهر خود به شوهر مشاهده كنند، از این خصلت عالی كه بیانگر جود و كرم و نشانه سخاوت و بزرگواری است، چشم پوشی نكنند.

نظافت و آراستگی

در منابع اسلامی آمده است كه خداوند زیباآفرین، جمال و زیبایی را دوست دارد. در مورد مسایل یك خانواده، دستوراتی برای نظافت و آراستگی ظاهر و ایجاد جذبه متقابل آمده است و این فكر كه مرد نیازی به زینت ظاهر و رعایت نظافت ندارد، مورد قبول نیست، چنانكه ثامن الحجج(ع) فرموده اند: " چه بسا بی توجهی مرد به آراستگی ظاهر، سبب گردد كه زن از پاكدامنی فاصله بگیرد و فضیلت عفت را از دست بدهد." (10) همچنین، حضرت در جای دیگری تأكید دارند كه "پاكیزگی از خلق و خوی پیامبران الهی است." (11)حضرت امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود روایت نموده اند: " زنان بنی اسرائیل از عفت و پاكی دست برداشتند و این مسأله هیچ سببی نداشت جز آنكه شوهران آنها خود را نمی آراستند."
از سوی دیگر، زن مجاز نیست كه برای غیر شوهر آرایش كند. رسول اكرم(ص) از اینكه زن در خارج خانه لباس جذاب بپوشد، به صورتی كه نظر دیگری را به سوی خود جلب نماید، نهی فرموده اند.

امنیت روانی و اطمینان قلبی

وقتی آرایش و پیراستگی برای یكدیگر صورت گیرد، علاوه بر ایجاد روابط پسندیده اخلاقی و روانی و ازدیاد عواطف قلبی، موجبات اطمینان زوجین نسبت به هم را پدید می آورد . اینجاست كه نه زن به مردی غیر از شوهر خویش نظر خواهد داشت و نه مرد به زن دیگری می اندیشد و امنیتی كه از این رفتار متقابل به دست می آید، همه ابعاد زندگی زن و مرد را تحت پوشش قرار می دهد. این مسأله هر گونه بدبینی و بی اطمینانی در روابط خانوادگی را محو می كند و بدین گونه، پایه های نظام خانواده بر اساس حسن روابط و سلامت روحی استوار خواهد شد و این همان است كه قرآن می فرماید: "هن لباس لكم و انتم لباس لهن" یعنی در واقع هر كدام حافظ امنیت دیگری و مایه زینت و افتخار همسر می گردند."
كلینی(ره) در "فروع كافی" این حدیث را از حضرت رضا(ع) نقل می كند: "هیچ فایده ای به كسی نمی رسد بهتر از این كه برایش بانویی باشد كه نگاه كردن به او و مصاحبت با او موجب شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانتدار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است." (12)
تردیدی نیست كه مسؤولیت امنیت روانی خانواده برعهده زن است و كلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی به دست اوست. از این جهت، اسلام از زن انتظاری متناسب با این جایگاه دارد و در واقع چون سعادت و شقاوت خانواده به بانوی خانه وابسته است، در روایات ائمه هدی(ع) هم بالاترین زینت و نهایت سعادت برای یك مرد، برخورداری از همسر شایسته، معرفی شده است.

جایگاه خانواده

خانواده هسته نخستین تشكیل ساختمان جامعه به شمار می رود و عواملی چون عشق و محبت و عاطفه را در وجود انسانها ریشه دار می نماید. با رعایت موازین اسلامی زندگی خانوادگی شكوفا می گردد و آیین اسلام حقوقی برای اعضای آن به وجود می آورد كه با مراعات و اجرای آن، صفا و صمیمیت چون چشمه ای جوشان در خانواده جاری می گردد.
حضرت رضا(ع) در خصوص مناسبات اخلاقی و روابط بین اعضای خانواده، یك اصل كلی، جالب و دارای پیامی روان شناختی را مطرح می فرمایند: "برخورد خود را با افراد كوچك و بزرگ، زیبا و نیكو گردان كه این اصل در حسن معاشرت و بهبودی آن تأثیری فراوان دارد." (13)
این سخن می تواند برگرفته از فرمایش ارزشمند رسول اكرم(ص) باشد كه می فرمایند: "بهترین شما كسی است كه برای اهل خانه اش نیكو باشد و من نیكوترین شما برای خانواده ام هستم." (14)


پی نوشت ها:

1- سوره روم، آیه12
2- وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج14، ص52
3- مكارم الاخلاق، طبرسی، ص196
4- وسایل الشیعه، ج17، ص81
5- ازدواج در اسلام، آیةا... مشكینی، ص112
6- سوره نبأ، آیه 10
7- مستدرك الوسایل، باب نكاح، فصل 31
8- صحیفةالرضا، ص402
9- بحارالانوار، ج100، ص351
10- مكارم الاخلاق، ص489
11- میزان الحكمه، ج10، ص95
12- وسایل الشیعه، ج14، ص22
13- صحیفةالرضا، ص400
14- جامع السعادات، ج2، ص139