تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - چرا خواستگارى؟
چرا خواستگارى؟


شاید بپرسید كه فلسفه خواستگارى چیست؟ چرا فامیل پسر یا خود او با هدیه اى ارزنده به خواستگارى دخترى مى روند و از او تقاضاى همسرى براى پسرشان مى كنند؟ و چرا دختر به خواستگارى پسر نرود؟
اینكه از قدیم, مردان به خواستگارى زنان مى رفته اند و از آنها تقاضاى همسرى مى كرده اند, نشانه حیثیت و احترام زن بوده است. از طرف دیگر با شناخت خصوصیات فطرى و غریزى زن و مرد درمى یابیم كه در نظام خلقت, ((زن گرفتن)) معنا و مفهومى عمیق و عاطفى دارد, ولى ((مرد گرفتن)) با فطرت و غریزه زن مطابقتى ندارد, زیرا دست آفریدگار, مرد را مظهر طلب و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. خلقت, زن را گل و مرد را بلبل قرار داده است; غریزه مرد, نیاز و طلب است و غریزه زن ناز و دلبرى, و خلاف حیثیت و فطرت زن است كه به دنبال مرد برود و خود را خواهان وصال او نشان دهد. براى مرد قابل تحمل است كه از زنى خواستگارى و جواب رد بشنود اما براى زن كه مى خواهد محبوب و مطلوب باشد و از قلب مرد سر درآورد, قابل تحمل و موافق غریزه نیست كه مردى را به همسرى دعوت كند
و احیانا جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگرى برود. از این رو دخترانى كه به اصطلاح دلداده پسرى مى شوند و بعد از مدتى از او جواب رد مى شنوند, گرفتار ناراحتیهاى روحى و روانى شدیدترى نسبت به پسران مى شوند. رسم خواستگارى مرد از زن یك تدبیر ظریفانه و حساب شده اى است كه از خصوصیتى كه خداوند براى حفظ احترام و حیثیت زن, در وجود مرد قرار داده و او را نیازمند وصال زن آفریده, سرچشمه گرفته است.
با این بیان روشن مى شود كه در نظام خلقت و غریزى انسان, آنچه اصل است ((زن گرفتن)) است نه ((مرد گرفتن)) (اگر چه موارد نادر و استثنایى هم وجود دارد.) این روش, برخلاف تصور عده اى كه مى گویند: ((زن به صورت كالایى درمىآید كه خریدارش مرد است)), با طبیعت زن و مرد سازگار بوده و موجب استحكام زندگى و استمرار آن مى شود; و همان ویژگیهاى زن, بوده كه مرد را به طرف خود كشانده و او را مشتاق وصالش نموده است و ادامه این ویژگى, عامل بقا كیان خانواده و موجب مودت و دوستى هر دو مى شود.