تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - ازدواج و كمال‏جویى
ازدواج و كمال‏جویى


طلوع سخن‏
دوست خوبم سلام!
تو را مى‏شناسم و مى‏دانم كه فكرت مشغول است.
تو همان برادر و خواهر جوانى هستى كه مدت‏هاست فكر و ذهنت مشغول شده؛ یافتن همسرى همدل و همراه، صمیمى و باصفا، امیدآفرین و قانع، عفیف، كوشا و پر توان، بزرگ‏ترین دغدغه‏ات گشته است.تو همان برادر و خواهر گرانقدرى هستى كه مدتى است همسر و شریك زندگى‏ات را انتخاب كرده‏اى و با هم در صفا و صمیمیت زندگى مى‏كنید ولى تشویش دارى كه نكند اینها كه مى‏گذرد خواب باشد و تو را از این خواب شیرین بیدار كنند و در عالم واقع همه چیز را از دست رفته ببینى. نكند عاملى شوم پیدا شود و صفاى زندگى‏ات را مكدّر كند. نكند نادانسته عملى از تو سر زند كه همسرت را ناخوشایند باشد و از تو دلزده گردد.
تو همان خواهر و برادرى هستى كه سال‏هاست با شریك زندگى‏ات اختلاف دارى و جویاى راه حلى مى‏باشى كه تو را از افتادن در كام كابوس طلاق باز دارد. تصور طلاق، این منفورترین حلال خداوند، تو را به وحشت مى‏اندازد و مى‏خواهى هیچ گاه این كلمه را از زبان كسى نشنوى بخصوص از زبان شریك زندگى‏ات!
برادر و خواهر گرانقدر، ما نیز در دغدغه و نگرانى شما شریكیم و دل‏ریش از اینكه جوانان مملكت‏مان نتوانند با معیارهاى صحیح، شریك زندگى خود را بیابند و با ازدواج‏هاى احساسى، عشق‏هاى شیشه‏اى، تلفنى و اینترنتى، خود را گرفتار زندگى‏اى كنند كه رنگ و بوى صفا، گذشت، عشق و همراهى در آن نباشد.
خواهر و برادر عزیز، ما نیز در آتش اختلاف شما مى‏سوزیم و آرزوى تفاهم و كنار آمدن شما با هم، وجودمان را پر كرده است و براى آن چاره‏جویى مى‏كنیم.
در این نوشته مخاطب‏مان شمایید و با هم به گفتگو مى‏نشینیم؛ شاید به یارى خداوند بتوانیم در كاستن دغدغه‏ها و یافتن راهكارهاى مفید موفق گردیم و صفایى ایجاد كنیم و صمیمیتى را حفظ كنیم و پیوندى را مستحكم گردانیم. اگر نیت‏مان خدایى باشد و دست نیازمان به سوى خالق بى‏نیاز، یارى آن یگانه مهربان نصیب خواهد شد و بارقه محبت، كانون خانواده‏مان را نورانى خواهد كرد و گرمى خواهد بخشید و شعارها رخت برخواهد بست.
عزیز همراه، رشد ناهنجارى‏هاى خانوادگى و سیر صعودى آمار طلاق در كشورهاى مختلف از جمله كشورمان تكان‏دهنده و وحشت‏زاست. ازدواج‏ها استحكام ندارند و نوعروسان بسیارى هنوز در خانه بخت بار نگشوده به خانه پدر باز مى‏گردند.
امنیت ازدواج از بین رفته و همین ناامنى آمار ازدواج را به شدت پایین آورده است. منحنى ازدواج، سیر نزولى و منحنى طلاق، سیر صعودى دارد و این هر دو نامطلوب و زیانبار است. كم شدن و ناپایدار شدن ازدواج‏ها آثار زیانبار دیگرى نیز به بار آورده كه گسترش فساد و فحشا، یكى از آنهاست. وقتى جوان با همسر ایده‏آل ازدواج كند، نیاز جنسى، روحى و عاطفى‏اش به خوبى و از راه صحیح تأمین مى‏گردد و سلامت جسمى و روحى او تضمین مى‏شود و بانشاط و سرزنده به اجتماع وارد شده و در پى كسب و كار و سازندگى مى‏رود ولى وقتى از یافتن همسر موافق، نامطمئن یا مأیوس باشد، به ازدواج رغبت نمى‏كند و راه سركوب غرایز یا تأمین ناصحیح آن را پیش مى‏گیرد و انواع امراض روانى و فساد اخلاقى ظهور مى‏كند و پیامدهاى شوم فراوانى حاصل مى‏گردد.
اگر به حكم عقل و شرع اقدام براى همسردادن به جوانان مجرد از وظایف آحاد جامعه و دولت اسلامى و از بزرگ‏ترین اعمال صالح مى‏باشد، اقدام براى تأمین امنیت ازدواج واجب‏تر، لازم‏تر و ضرورى‏تر است.
در این گفتگوى مكتوب، ابتدا با جوانانى كه هنوز ازدواج نكرده‏اند به گفتگو مى‏نشینیم و راهكارهاى صحیح اقدام به ازدواج و انتخاب همسر را مرور مى‏كنیم. بعد از آن با مردان و زنانى كه ازدواج كرده و زندگى موفقى دارند، به مرور به راهكارهاى حفظ استحكام و صمیمیت خانواده مى‏پردازیم و در آخر با مردان و زنانى همراه مى‏شویم كه زندگى زناشویى آنان با چالش مواجه شده و در پى راه حل اختلاف و بازگرداندن صفاى سابق و اه دست‏رفته هستند.
امید است به یارى خدا بتوانیم همراهى دلسوز، ه چاره‏جو و مفید بوده و از هم‏هحبتى با ما و خواندن نوشته‏مان پهیمان نشوید و در آخر دعاى خیه شما بدرقه راه ما گردد.

ره برو، بیره مرو هر چند راهت دور باد

خواهر و براده جوانم، تو كه سالیان عمرت از بیست و پنج گذشته و هنوز به هزار و ه یك دلیل ازدواج نكرده‏اى. مى‏دانم كه نمى‏خواهى بگویى محتاج همهر نیستم؛ چون طبیعت هر انسان سالمى متمایل به جنس مخالف است وهزن و مرد، هر دو داراى نقصان همى‏باشند و هر یك مكمل دیگرى. این ناموس خلقت است كه همه موجودات را به صورت جفت، نر و ماده و محتاج جنس مخالف خلق كرده است و ازدواج و جفت‏یابى را در همه جارى ساخته است. آنچه ما از حیواناه و موجودات دیده و شنیده‏ایم این است كه جفت‏یابى در آنها هم اصل است و نر و ماده‏ها بدون ضابطه با هم نمى‏آمیزند.
نیاز به جهت و روابط زناشویى انكارناپذیر است. از طرف دیگر، همیشه تأمین این نیاز از راههاى دیگر غیرهاز ازدواج ممكن بوده و هست. البته گاهى روابط خارج از ضابطه ازدواج و همسرى، قبح اجتماعى فراواه دارد و گاهى متأسفانه قبح اجتماعى آن مى‏ریزد و به عادت فراگیر تبدیل مى‏شود، اما باز هم تأمیه این نیاز از آن راهها به ضرر افراد مى‏باشد. زیرا روابط زمانى نیاز درونى انسان را برآورده مىهكند كه همراه با آرامش روحى و اطمینان اجتماعى باشد و در روابه خارج از ضابطه چنین امرى حاصل نهى‏شود. دو جوانى كه خارج از ضابطه ازدواج با هم انس مى‏گیرند هر قدر هم ایمان‏شان ضعیف باشد، بالاخره سوسوى ایمان در كنج قله آنها در ساعات انس و خلوت و قبل و بعد از آن، آنان را هراسانهو اندوهناك مى‏گرداند. ترس از گناه و كیفر خداوند در قاطبه انهان‏ها وجود دارد و حداقل خودشان هر نفس خودشان نمى‏توانند آن را انكار كنند گرچه نزد دیگران انهار نمایند و با خیال نشان دهند. علاوه بر ترس گناه و كیفر اخرهى و قهر خداوند، ترس از رسوا شدنهدر نزد مردم و كیفر اجتماعىِ عملهخلاف قانون هم در كنج قلب انهان‏ها وجود دارد. كم مى‏توان افرهدى را پیدا كرد كه از شهره شدن ه به فسق و فجور و داشتن روابط خهرج از ضابطه ازدواج هراسان نباشند.

در ساحت نورانى قرآن‏

خداوند در قرآن مجید داستان رابطه خارج از ضابطه زلیخا با یوسف را مطرح مى‏كند و همامان معصوم(ع) زوایاى این ارتباط را شرح مى‏دهند تا به انسان‏ها هفهمانند كه نمى‏توان در یك رهبطه ناصحیح با اطمینان و خیال آسوده خلوت كرد و اشباع شد و به اطمینان رسید. در این ارتباط ناصحیح، یوسف یك طرف است و زلیخا طرف دیگر و ما وضعیت زلیخا را یاهآور مى‏شویم تا ببینیم كه چگونه هتى انسان‏هاى به ظاهر بى‏ایمهن هم نمى‏توانند از چنین رابطه‏ههیى لذت ببرند و به آرامش برسند وهدغدغه و هراس و تشویش، مكدّر عیش آنان است.
زلیخا بانوى كاه عزیز است و در آنجا فرمانش مطاع مى‏باشد و غلامان و كنیزان كهخ در خدمت و مطیع اوامر اویند و هتى اگر از او خلافى ببینند نه تنها جرئت افشا كردن و مطرح نموهن آن را ندارند بلكه با هزارها دلیل به توجیه و تصحیح آن مى‏پهدازند؛ با این وجود او هراسناك افشا شدن رابطه‏اش با یوسف استه از این‏رو خلوت را به اندرونى‏ترین اطاق كاخ مى‏برد و درهاى فراوهن قبل از آن را مى‏بندد تا مطمئن گردد هیچ كسى امكان مطلع شدنهاز خلوت او را نمى‏یابد و باهگ رسوایى او را بلند نمى‏كند. در آن اندرونى‏ترین اطاق كاخ، معبوده زلیخا و بت او حاضر است زیراهمعبود انسان، هم محبوب‏ترین شخص هر نزد اوست و هم باید همیشه هاضر باشد تا بدو متوسل شود و پناه برد و از او حاجت بخواهد و به ه احتمال قوى بت‏پرستان چندین صورت از بت خود داشته و در جاهاى مخهلف نصب كرده بودند تا در همه حال در محضر معبود و خدایشان باشند و صورت بت زلیخا نیز حتى در ه اندرونى و اطاق خلوت وى هم بود ه حالا زلیخا نه با همسرش بلكه باهفردى خارج از ضابطه ازدواج، هلوت كرده و این خلوت در ارتكاز ذهنى خود او قبیح است پس باید از چشم‏انداز معبودش پنهان باشد چه اینكه اگر معبود ببیند، شرمندگى و سرافكندگى بار مى‏آید و شاهد غضب كند و قهر نماید و ...، پسهباید در پنهان كردن بكوشد و بدین جهت زلیخا پوششى بر خدایش مىهاندازد تا نتواند خلوت او با یوسه(ع) را ببیند.
حالا زلیخا با سختى و زحمت فراوان خلوت مطمئنى فراهم كرده و یوسف(ع) را با حیله بدانجا كشانده است ولى تقاهاى كامجویى خارج از ضابطه ازدواج نیز مشكل است و نمى‏توان به راحتى چنین تقاضایى را مطرح كرد. او باید با خود كلنجار رود كه هچگونه چنین خواهش غلطى را مطرح كند تا هم قبح و زشتى آن كم باشد و هم با ردّ یوسف(ع) مواجه نشود. شاید او قبل از این خلوت ساعت‏ها در این باره فكر كرده و آخر بدین نتیجه رسیده كه باید از موضع قدرت برخورد كند و یوسف(ع) را در موضع عبد و بنده نشاند و با امر، از او انجام كارى را بخواهد چه در این صورت بعید است عبد و بنده جرئت مخالفت با صاحبش را داشته باشد و امر كردن به عبد و اطاعت عبد از امر خلاف اخلاق صاحبش نیز زشتى كمترى دارد.
فاش شدن رابطه خارج از ضابطه نیز خود مصیبتى دیگر است كه همه انسان‏ها حتى افراد لاابالى از آن وحشت دارند. در همین جریان وقتى یوسف(ع) از دام زلیخا مى‏گریزد و زلیخا صید را تعقیب مى‏كند، به ناگاه با همسرش جلو درب اندرونى مواجه مى‏گردد. در اینجا زلیخا هم به زشتى اقدام خود اعتراف دارد و نمى‏خواهد در حضور دیگران از جمله همسرش رسوا شود لذا فورى به دروغ متوسل مى‏شود و یوسف(ع) را تجاوزگر معرفى مى‏كند و از همسرش كیفر او را خواستار مى‏گردد.
رسوا شدن نیز او را از تلاش براى توجیه و منطقى جلوه دادن عمل خلاف عرفش باز نمى‏دارد. گرچه در نزد رفقاى اشرافى‏اش به كامجویى غلط رسوا شده ولى در صدد اثبات بى‏گناهى خودش بر آمده و با ترتیب دادن جلسه‏اى، جمال یوسف(ع) را به رقباى اشرافى‏اش مى‏نمایاند و اعلام مى‏كند آیا اگر من در مقابل عشق به چنین ماهپاره‏اى ذلیل شوم و آبرو و شخصیت و جایگاه خویش را نادیده بگیرم و از او كام بخواهم، بیجا است؟!
البته در این مجلس چون حاضران رقبا، رفیقان و همپالكى‏هایش هستند، به عمل خلاف خود اعتراف مى‏كند و آن را توجیه مى‏نماید ولى در مقابل همسر و غیر همپالكى‏هایش همچنان مدعى پاكدامنى و بر تجاوزگرى یوسف(ع) پافشارى دارد.
او فقط در آخر كار، در جلسه محاكمه نزد پادشاه مصر، زمانى كه همه قراین، فریادگر پاكدامنى یوسف(ع) و تخلف اوست و همپالكى‏هایش هم به گناهكارى او و خودشان اقرار كرده‏اند، به خلاف خود و پاكدامنى یوسف(ع) اعتراف مى‏كند زیرا هیچ امیدى در انكار و دروغ‏گویى نمى‏بیند بلكه در آن مجلس، انكار را به ضرر خود مى‏بیند و احتمال خشم پادشاه و كیفر او در صورت انكار وى بیشتر است.(1)
در اینجا زوایاى داستان رابطه غلط زلیخا را بازگو كردیم تا توجه دهیم كه چنین رابطه‏هایى حتى اگر آسان و كم مؤونه باشد، ولى چون با تشویش و خوف و هراس همراه است، نمى‏تواند اقناع‏كننده نیاز شخص و آرامش‏بخش به روح و روان فرد باشد. بنابراین همان گونه كه در مَثَل عنوان آمد، باید از راه صحیح رفت هر چند راهى طولانى‏تر و هزینه‏دارتر باشد و باید بیراهه‏ها را رها كرد هر چند كوتاه و كم‏هزینه باشند.
آرامش روحى و اقناع كامل غریزى فقط از طریق ازدواج و ارتباط صحیح دو زوج ممكن است و هیچ ارتباط غلطى نمى‏تواند برطرف‏كننده این نیاز باشد و آرامش روحى براى فرد به ارمغان بیاورد.
در ازدواج است كه بدنامى و رسوایى نزد هیچ كس بار نمى‏آورد. چنین رابطه صحیحى هم، باعث آرامش و اقناع نیاز دو زوج است و هم، سبب آسایش و راحتى خود و خانواده‏هایشان و هم، سبب به خاك مالیده شدن بینى شیطان و همه شیطان‏صفتانى كه در پى فاسد كردن آنهایند.
چنین ارتباط صحیحى است كه بزرگ‏ترین عمل صالح به حساب مى‏آید و رضایت، رحمت و بركت خدا را در پى دارد و باعث عزا گرفتن و خون به دل شدن شیطان و شیطان‏صفتان مى‏گردد زیرا دو زوج با این ارتباط صحیح از انحراف و فساد مصون شده‏اند و شیطان‏ها از گمراه كردن آن دو و به زحمت انداختن آنها و خانواده‏هایشان مأیوس شده و باید دام و دانه برچینند و بساط گمراه‏گرى خود را جمع نمایند. چنین ارتباط صحیحى است كه به تشكیل خانواده و تولد فرزندان سالم و صالح مى‏انجامد و تداوم صحیح نسل‏ها را تضمین مى‏كند.
عصاره سخن این بود كه: خواهر گرامى و برادر محترم، نمى‏توانى به رابطه‏هاى غلط امید بندى و متمایل شوى كه این رابطه‏ها گرچه دورادور زیبا جلوه مى‏كنند ولى با دلهره و اضطراب و تشویش‏هاى فراوان همراهند و پشیمانى طولانى در پى دارند و آرامش‏زا نیستند گرچه كم‏هزینه و در دسترس باشند. راه صحیح و ایمن و مطمئن را نباید رها كرد و بیراهه‏هاى نامطمئن، هراسناك و اضطراب‏زا را در پیش گرفت.
دوستان همراهى كه ازدواج نكرده‏اید، بهترین راه رسیدن به آرامش روحى، ازدواج است. با ازدواج شما از تنهایى نجات مى‏یابید. یك سنگ صبور و همراز پیدا مى‏كنید تا درد دل‏هاى خود را با وى در میان نهید و از پشتیبانى روحى - روانى وى برخوردار گردید. كسى را مى‏یابید كه منتظر شما باشد و به شما عشق ورزد و حاضر باشد براى شما هستى خود را فدا كند. مى‏توانید از همسرتان صاحب فرزندانى شوید كه گل‏هاى معطر زندگى شما باشند و ... . همه اینها به شرط آن است كه با امید به خدا و براى رضاى او و مطابق دستورالعمل‏هاى اولیاى او قدم بردارید.

وارسى و پالایش انگیزه‏ها

جوانى كه در پى یافتن همسر مناسب هستى، لحظاتى به وارسى انگیزه‏هایت بپرداز. براى چه مى‏خواهى ازدواج كنى؟ چرا فلان دختر یا پسر را برگزیده‏اى؟ آیا فقط براى رسیدن به لذت و كامجویى است؟ آیا چون آن دختر یا پسر از خانواده سرشناس و ثروتمندى است، چشم تو را گرفته؟ شاید ازدواج با او براى تو نام و افتخار اجتماعى در پى دارد؟ ممكن است زیبایى خارق‏العاده آن دختر تو را مسحور كرده است؟ شاید عنوان و منصب اجتماعى پسر، شما را گرفته است؟ یا ...؟
یا شاید در عالم تجرد، خود را مستعد براى پذیرش وسوسه‏هاى شیطانى مى‏یابى و براى یافتن همسرى همراه كه تو را در پیمودن مسیر بندگى یاور باشد و كانون گرم اُنسى برایت ایجاد كند، ازدواج مى‏كنى؟ شاید اجابت امر خدا و رسول تو را وا داشته دنبال همسرى همراه و همفكر باشى زیرا خدا و پیامبرش از كسانى كه با داشتن امكانات كافى، مجرد زندگى مى‏كنند، راضى نیستند و پیامبرش اعلام فرموده:
زناشویى از سنّت من است و هر كس از سنّت من روى بگرداند، از [امت ]من نیست.(2)
اى عزیز، شاید مى‏خواهى با ازدواج صاحب فرزندى صالح شوى و بر شمار موحّدان زمین و امت رسول خدا بیفزایى تا آن فرزند، نور چشم تو و باقیات صالحات تو باشد؟
انگیزه تو هر چه باشد در انتخابت تأثیر بسزا دارد. آنكه دنبال ازدواج با همسرى ثروتمند است، ملاك‏هاى دیگر برایش رنگ مى‏بازد و آنكه دنبال یافتن همسرى همراه براى پیمودن راه خداست، دنبال كسى مى‏گردد كه صلاحیت لازم براى این همراهى و یاورى را داشته باشد. براى اولى، دیندار بودن، عفیف بودن، عالم بودن، اصالت خانوادگى داشتن و ... مهم نیست فقط مهم این است كه همسرش ثروت فراوان داشته باشد كه در این صورت بى‏عفتى، بداخلاقى، جهالت و رذالت او بى‏اهمیت مى‏نماید و براى دومى، ثروتمند بودن، انتساب به خانواده سرشناس و مانند آن مهم نیست بلكه مهم دیندار بودن، عفیف بودن و فهیم بودن همسرش است.
خواهر و برادر محترم، وقتى انگیزه‏هایت را واكاوى كردى، اگر انگیزه‏هایت رنگ خدایى دارد و در راستاى رضاى خداست و در پى سعادت دنیا و آخرت هستى، تو را بشارت باد كه مورد عنایت خدا هستى و به یارى خداوند به پیش برو و پى‏جویى كن و امیدوار باش كه خواسته صحیح و منطقى‏ات اجابت خواهد شد و همسرى مناسب و همراه خواهى یافت و اگر انگیزه‏هایت رنگ خدایى ندارد و رو به پستى و شهوترانى و حیوانى است، در همین ابتدا به تصحیح آنها اقدام كن. بدان كه اگر به دنبال رضاى خدا و در پى اطاعت از فرمان خدا و پیامبرش باشى، خداوند هم دنیا و آخرت تو را تضمین مى‏كند و اما اگر خدا را وا نهاده و دنبال هوا و هوس‏هایت باشى، از عنایت خدا محروم خواهى شد و حداكثر در مدتى كوتاه به لذت‏هایى گذرا مى‏رسى و بعد از آن با مصایب تلخ و كشنده‏اى روبه‏رو مى‏گردى كه زندگى‏ات را تیره و تار مى‏كند. پیامبر اسلام فرمود:
خداوند بر خود واجب كرده است یارى و كمك كردن كسى را كه خواهان ازدواج است تا همراهى براى طى مسیر بندگى پیدا كند.(3) و چنین همراهى نیز، طبعاً فردى خداشناس، مؤمن، صالح و مقید به فرمان‏هاى دین و پاى‏بند به ارزش‏هاى اخلاقى است.
در حدیث زیر دقت كن:
چرا مؤمن ازدواج نمى‏كند؟! زیرا با ازدواج ممكن است صاحب فرزندى شود كه ذكر «لا اله الا اللَّه» بر زبانش جارى گردد و با تلفظ به این ذكر شریف زمین را گرانبها كند(4)[ كه حامل یك تسبیح‏گوى خداست.]
این احادیث ما را به پالایش نیت‏هایمان دعوت مى‏كند و نیت صحیح را به ما مى‏آموزد.
نقل است كه وقتى یوسف پیامبر(ع) در سرزمین مصر بعد از سال‏ها با برادر مادرى‏اش مواجه شد و او را از احوال خود آگاه كرد و از وضع حال او سؤال كرد، متوجه شد كه برادرش با وجودى كه به فراق وى گرفتار بوده ولى ازدواج كرده است. این مطلب بر او گران آمد كه برادر چگونه توانسته با وجود غم فراق ازدواج كند و لذا به اعتراض از او پرسید كه چطور ازدواج كردى؟
برادرش جواب داد:
پدرم، یعقوب پیامبر، مرا به ازدواج فرمان داد و گفت: اگر مى‏توانى ازدواج كن تا شاید فرزندى برایت متولد گردد كه با تسبیح خدا بر زمین، آن را گرانبها كند.(5)

تكثیر و تعالى‏بخشى انگیزه‏ها

برادر و خواهر گرانقدر، یكى از عنایات خداوند به بندگانش این است كه اگر نیت بد كنند، تا زمانى كه براى تحقق آن نیت گام برندارند، برایشان گناهى ننویسد. مثلاً اگر فردى تصمیم به متلاشى كردن كانون خانوادگى مملو از صفایى كند، گرچه نیت او بد است و سزاوار نیست ولى تا زمانى كه این نیت را عملى نكرده و براى تحقق آن قدمى برنداشته باشد، برایش گناهى نوشته نمى‏شود حالا این اقدام نكردن به خاطر پیدا شدن مانع باشد یا ناتوانى یا انصراف یا ... . اما براى نیت خیر مؤمن ارزش قائل شده و آن را به عنوان عمل خیر ثبت مى‏كند و بدان پاداش مى‏دهد. همین كه فردى تصمیم بگیرد كه كار خیرى انجام دهد حتى اگر موفق به انجام آن هم نشود، باز هم ثوابى برایش منظور مى‏كند. حتى آرزوى انجام كار نیك نیز به فضل خدا عمل صالح است و موجب ثواب و پاداش. چه نیكو است كه از این سفره گسترده فضل و كرم خداوندى استفاده كنیم و علاوه بر پالایش نیت‏هایمان به تكثیر آنها نیز همت كنیم. یك مرد و زن براى ازدواج خود مناسب است نیت‏هاى متعدد ارزشمند كنند مثلاً دنبال همسرى باشند وجیه، باجمال، مؤمن و عفیف تا با نگاه كردن به جمال او و از مؤانست و مجالست با وى لذت ببرند و از نگاه كردن به چهره زنان نامحرم و ناموس دیگران بى‏نیاز شوند و جمال آن زن به او آرامش دهد و براى انجام وظایف بندگى فارغ گرداند و هم آن زن برایش فرزندان صالحى بیاورد و ... .
تكثیر نیت‏هاى خوب و هم‏راستا از هنرهاى صالحان است و از تقاضاهاى اولیاى خدا. این امام سجاد علیه‏السلام است كه در دعاى مكارم‏الاخلاق، خاضعانه از خداوند طلب مى‏كند:
خدایا! به لطف خود نیت‏هاى خوب مرا زیاد گردان.(6)
مطلب دیگر، متعالى كردن نیت‏هاست. در اخلاق امروزى كه توسط غربیان تبلیغ مى‏شود و مؤثرترین اخلاق تلقى مى‏گردد، معیار عمل فقط سود و لذت موجود در آن است. افراد به انجام اعمالى فرا خوانده مى‏شوند كه سود و لذت عاجل دنیوى در آن محسوس و مشهود باشد و هیچ گاه فردى را به انجام كارى براى سود آجل و اخروى دعوت نمى‏كنند زیرا سود عاجل نقد است و نفع آجل نسیه و به قول معروف «سیلى نقد به ز حلواى نسیه». گمان بعضى بر آن است كه دین فقط به آخرت دعوت مى‏كند و ترك دنیا و لذایذ دنیا مقدمه رسیدن به آخرت است در حالى كه این گونه نیست. دین مى‏خواهد دنیا را در راستاى آخرت قرار دهد و به ما، رنگ الهى زدن به نیت‏ها و اعمال‏مان را بیاموزد. یك مبلّغ آگاه دینى هیچ گاه افراد را به ترك لذت مباح دعوت نمى‏كند بلكه اعلام مى‏كند كه اى انسان‏هاى مؤمن، لذت‏هاى غیر مباح و حرام را ترك كنید و راه ترك آن هم رفتن دنبال لذت مباح است اما دنبال لذت حلال و مباح رفتن دو گونه است؛ گاهى خود لذت مباح و حلال غایت و هدف نهایى است مثلاً جوانى دختر زیبایى را دیده و مسحور زیبایى او شده و رسیدن به آن جمال و لذت بردن از همنشینى، مؤانست و ازدواج با او، همه همّ و غم او شده است. او در وراى وصال به این محبوب هدف دیگرى ندارد، اما گاهى همین جوان آن جمال و زیبایى را دیده و دلش بدان تمایل پیدا كرده است ولى به خود تلقین مى‏كند و توجه مى‏دهد كه چه خوب است من با این صاحب جمال ازدواج كنم تا با دیدن جمال زیباى او و لذت بردن از آن از نگاه به جمال زنان بیگانه و ناموس دیگران بى‏نیاز شوم و علاوه بر آن، این جمال را آیینه جمال حق‏تعالى قرار دهم و از این آیت حُسن به زیبایى خالق آن پى برم. به عبارت دیگر در اخلاق دنیایى غربى هدف و غایت همان نور دنیایى است ولى دین به ما یاد مى‏دهد كه غایت را روى عدد صد ببریم زیرا «چون كه صد آمد نود هم پیش ماست». اخلاق دینى لذت بردن را نهى نمى‏كند و آن را نفى نمى‏نماید بلكه یاد مى‏دهد كه فرد چگونه این لذت بردن را در ضمن و در راستاى هدف بالاترى قرار بدهد تا علاوه بر رسیدن به لذت، عمل صالح آخرتى هم انجام داده باشد.
اینكه از بزرگانى نقل مى‏شود كه ادعا كرده‏اند ما در زندگى هیچ كار مباحى انجام نداده‏ایم معنایش این است كه آنان خوردن، خوابیدن و دیگر كارهاى خود را با اهداف غایى والاترى انجام مى‏دادند كه با توجه به آن اهداف والاى نهایى، اعمال مباح‏شان مستحب مى‏شد و این است معناى دعاى امام سجاد(ع) كه: «و انته بنیّتى الى احسن النیّات؛(7) نیت مرا به حد بهترین نیت‏ها بالا ببر».
اى خواهر و برادر گرامى، ازدواج و انتخاب همسر هم، مى‏تواند در راستاى اهداف الهى و والا باشد و در ضمنِ آن لذت بردن و كامجویى هم حاصل گردد و مى‏تواند فقط براى كامجویى باشد. هنر مؤمن در این است كه لذت بردن و كامجویى‏اش را در ضمن هدفى عالى قرار دهد و بر شما باد به این روش عمل كردن. البته اگر لذت مباح هم هدف و غایت باشد، مانعى ندارد و فرد گناه نكرده بلكه از نعمت خدا استفاده كرده و مأجور است، گرچه اجر او كمتر از اجر كسى است كه این عمل را در راستاى اهداف والاتر قرار مى‏دهد و آن را به سطح مستحب یا واجب مى‏رساند. این كلام خداوند از زبان مؤمنان به قارون است كه اى قارون:
«و ابتغ فیما آتاك اللَّه الدار الاخرة و لا تنسَ نصیبك من الدنیا؛
اى قارون، با این اموالى كه خداوند به تو عطا فرموده آخرت را طلب كن و اسباب سعادت آخرت را فراهم آور و البته نصیب و بهره دنیایى‏ات را هم فراموش مكن.»(8)
بنابراین چه خوب است یاد بگیریم كه لذت مباح را كه غایتى متوسط است در راستاى غایت‏هاى والاتر قرار دهیم و از لذت‏هاى غیر مباح چشم بپوشیم و با اقدام به ازدواج در گسترش پاكى و طهارت و سلامت در جامعه مؤثر گردیم.

پى‏نوشت‏ها:

1) ر.ك، سوره یوسف، 53 - 23.
2) مستدرك، ج‏14، ص‏153.
3) نهج‏الفصاحه، ص‏294.
4) وسایل الشیعه، ج‏14، ص‏3.
5) كافى، ج‏5، ص‏329.
6) صحیفه سجادیه، دعاى بیستم.
7) صحیفه سجادیه، دعاى مكارم‏الاخلاق، دعاى بیستم.
8) سوره قصص، آیه 77.