تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - ازدواج ، چگونه ؟
ازدواج ، چگونه ؟


می خواهیم وارد بحث مشخص ازدواج و ضرورت ازدواج شویم. برای ازدواج توصیه میكنم كه پنج مساله را خوب بفهمید و طی كنید،هرچند كه گمان میكنید كه مرحله سوم مهمترین است.ولی من تجربه كرده ام كه مرحله اول مهمتر است و بعد مرحله دوم و الی آخر ...
مرحله اول آماده سازی خود است .خودباوری برای ازدواج ،خودتان را تا نشناسید همسرتان شناخته نمیشود.نبی اكرم (ص)تأكید فرموده اند كه حتماً با كفو خودتان ازدواج كنید.(توصیه به حضرت زهرا«س»).برای اینكه كفوتان را بشناسید باید بدانید كه خودتان سمت وسویتان كجاست.تا جهت زندگی شما مشخص نباشد همجهت شما پیدا نمیشود.شما تحت تاثیر سخنان گویندگانی كه در جامعه هستند دنبال یك هدفی هستید ،یعنی میخواهید به یك جایی برسید .زندگی هدف وانتها ندارد ،زندگی یك طراوت و شور ونشاط پیوسته است.زندگی یعنی هر لحظه نوشدن و هر روز نوروز داشتن یعنی با حال بودن ولازمه اش فقط جهت دار بودن است ونه هدف دار.
اگر چنین جهتی را در خود پیدا كنید ،تشخیص همجهت خیلی ساده است . در مرحله اول باید بدانید كه مهمترین ویژگی شما برای ازدواج چه باید باشد .(یا خصوصیت همسر چه باشد)و برای این باید خودتان را برایش آماده كنید.پس برای خودتان یك دوره بگذارید و آن خصوصیتها را اولاً در خودتان پیدا كنید،و ثانیاً آنها را در خودتان بپرورانید.آماده شوید برای جدا شدن از پدر و مادر.
یكی از علل طلاق ،وابستگی پسر یا دختر به پدر و مادر است .اصطلاحاً هنوز بچه ننه است.هنوز هر كسی هر چیزی را در گوش او بگوید باور میكند و مبنای قضاوت خودش قرار میدهد.دختر باید بداند كه بعد از ازدواج پدر و مادر دیگر واجب الاطاعه نیستند .پسر باید بداند كه پدر و مادر بعد از ازدواج واجب الاطاعه نیستند .عزیزند ،محترمند اما اینگونه نیست كه باید مطیع آنها بود .باید یاد بگیرید كه سرنوشت خودتان را خودتان بنویسید .خودتان برای هر قسمت از این ازدواج برنامه داشته باشید ،نظر داشته باشید،البته مشورت با بزرگترها فراموش نشود .
مرحله دوم آماده ساختن والدین است.شاید بسیاری از شما خودتان را برای ازدواج آماده میبینید اما پدر و مادر شما را آماده نمیبینند.هنوز میگویند شما بچه اید ،هنوز اطمینان و قبول ندارند كه شما میتوانید زندگی بچرخانید و اداره كنید.خوب چگونه به آنها اعلام آمادگی كنیم.با زیركی خاصی باید به پدر و مادر فهماند كه آن ویژگی در من رخ داده است .وقتی ببینند كه این ویژگی هست به شما اعتماد میكنند .پس باید به پدر و مادر نشان داد كه ما میتوانیم روی پای خودمان بایستسم و ازدواج ما ،فردا برای شما خفت ،گرفتاری ،آبروریزی و ... نمی آورد.هیچكس در دنیا در میان مخلوقات برای شما مهربانتر از پدر و مادر نیستند.آنها نظرشان خیر است و خوشبختی شما را میخواهند ،ولی نمیدانند شما اماده هستید یا نه .قطعاً بد شما را نمیخواهند .اینجا غرب نیست كه بگویید ما دو نفری با هم آشنا میشویم و میرویم كلیسا و بعد میرویم پی زندگی خودمان .شما به پشتیبانی روانی ،روحی و امكانات مادی پدر و مادر خودتان ونیز پدر و مادر طرف مقابل نیاز دارید.میشود با زیركی این امكانات را آماده كرد و در جهت خودتان از آنها استفاده كنید.فقط مدتی باید روی آنها كار كرد و پدر و مادر را پخته كرد.
گفتگوهایتان با پدر و مادر از 1 دقیقه شروع میشود تا 2 دقیقه و 5 دقیقه و ... از اول شروع نكنید یك ساعت بنشینید راجع به ازدواج صحبت كنید،چون هرچقدر شما خودتان را مشتاقتر نشان بدهید آنها واكنش بیشتری نشان میدهند.
فرهنگ ،تجربیات ،و علم پدر و مادر حق شماست. ارث شماست.فقط ثروت پدر و مادر كه ارث شما نیست .اگر این تجربیات را استخراج نكنید مجبور میشوید تمام آنها را از زمان آنها دوباره تجربه كنید.
شما امكان ندارد لحظات زندگیتان را برگردانید،هر لحظه را ما فقط یك بار زنده ایم.یك بار فرصت زندگی داریم پس طلب كنید.پدر و مادر را یك جایی كه نمیتوانند از دستتان بگریزند گیر بیاورید و ازشان طلب كنید.تجرباتشان را طلب كنید .خودتان را هم باید آنقدر سنگین نشان دهید كه آنها احساس نكنند كه این تجربه ای كه ارائه می كنند هدر میرود.اصلاً با پدر ومادر بحث نكنید فقط بشنوید و آنها را در جایی یادداشت كنید.
مرحله سوم مرحله شناسایی همسر است . مسلماً اولین بحث در این مرحله این است كه مهمترین معیارها و ویژگیها و علائم چیست؟توصیه من این است كه قبل از اینكه بگردید دنبال مهمترینها ببینید مهمترین خودش یعنی چه؟مهمترین ویژگیها آن است كه اگر آن بهترین بود انتخاب صورت میگیرد ولو اینكه صفتهای دیگر موجود نباشد.مهمترین ،آن معیارهایی است كه اگر در شخص نبود و شخص هزار و یك جور كرامت ومعجزه هم داشت انتخاب صورت نگیرد.یعنی آنقدر كه اگر این دو سه صفت نبود و بقیه صغتها به وفور در شخص بود ،انتخاب را انجام ندهیم.آیا در زندگی شما آن مهمترین میتواند ظاهر باشد یا امكاناتی مثل ماشین و خانه و ... میتواند مهمترین باشد؟
تا همینجای صحبت مشخص شد كه اولویت با جهت است.كسی با شما همسر است كه همجهت باشد.كسی كه تعاونی یا ترمینالش با شما یكی نیست ،خوب نمیتواند با شما همسفر باشد هر چند بلیط در دستش باشد.زیرا جهتش با شما فرق میكند حال آنكه من جهت آدمها را چگونه بشناسم آن داستانی دیگر است.مهمترینها را كجا میتوان رفت تحقیق كرد؟بله ،در پرونده های طلاق .بعضی از زن و شوهرها هزاران بار دعوا كرده اند ولی جدا نشده اند ،ولی یكدفعه جدا شده اند.
ببینید عللی كه باعث جدایی است چه چیزهایی است،مسلماً مهمترینها همانهاست.
خوب در مرحله سوم ابتدا باید معنی مهمترین را تشخیص میدادیم و بعد مهمترینها را پیدا میكردیم.شما باید طبقه اجتماعیتان را بفهمید،شأنیت اجتماعیتان راباید تشخیص بدهید.و همشأن خودتان را بفهمید كه چه كسی میتواند باشد،چه طیف و طبقه ای میتواند باشد.یكی از ازدواجهای به ظاهر موفق ازدواجهای منافقین است.چرا؟چون با كسی كه كمترین تمایل و رضایت نسبت به نظام دارد ازدواج نمیكنند.یعنی برای یك منافق ،مهمترین بحث ،مخالفت با نظام است.و در آن شك هم نمیكنند ،نمیگویند یارو را میگیریم بعد هم یك ذره روسری اش را میكشیم بالا،یا این پسره نمازش را درست میكنیم ،بعداً می سازیمش.امكان ندارد كه شما بتوانید بعد از ازدواج تحولات بنیادین بوجود بیاورید.ممكن است اتفاق بیفتد ولی ازدواج برای این نیست.ازدواج برای این نیست كه شما برای هم كلاس آموزشی بگذارید بلكه برای این است كه دو تا كه همسو هستنددر این مسیر همدیگر را كمك كنند و شریك هم باشند.
مرحله چهارم ،مراحل آشنایی است.نحوه ارتباط است .اینكه چگونه طرف را پیدا كنیم.ما به شما توصیه خواهیم كرد كه یك پرسشنامه ای تهیه كنید و در آن سوالاتی را تنظیم كنید و به هر كسی كه به شما موردی را پیشنهاد میكند ،از او خواهش كنید كه از طرف مقابل بخواهد تا این سوالات را جواب دهد.این پاسخها در یك روز مبادله شوند كه هیچ طرفی جواب طرف مقابل را ندیده باشد.خوب وقتی دو طرف پرسشنامه ها و جوابها را خواندند و دیدند كه بهترین توافقات ظاهراً جمع است ،توافق حاصل است.اگر 50-60 درصد توافق را دیدند بعداً از طریق واسطه سوالات بیشتری را از هم می پرسند.وقتی كه بطور ناشناخته برای هم شناخته شدند و بدون اینكه همدیگر را ببینند توافق را پیدا كردند،نوبت ملاقات حضوری و رفت و آمد خانواده ها و مادرها و در انتها پدرها است.معرفهای ازدواج معمولاً 1- مادر 2- خواهر 3- قوم و خویش ،بستگان 4- همسایه ها ،دوستان و در آخر برادر و نهایتاً پدر و گاهی هم ممكن است خودتان برخورد كردید و آشنا شدید .توصیه این است كه هر كدام از اینها معرف بودند اول یك واسطه را پیدا كنید و سوال و جوابها را مبادله كنید وقتی مطمئن شدید بعداً ارتباط برقرار شود .اینطوری هم آبرو و حرمتها حفظ میشود ،هم راحتتر گزینش و تحقیق و شناسایی می كنید و منطقی تر بررسی میكنید و در ضمن هزینه ای نداشته و ناراحتیها و تنشهای خانوادگی را را ایجاد نمیكند.
پس همت كنید و بپذیرید كه حتماً سوالاتی را خودتان استخراج كنید و طرح كنید.سوال هم باید طوری باشد كه نتواند به ما دروغ بگوید.باید طوری طرح شود كه هر طور جواب داد ،ما جواب خودمان را پیدا كنیم و آن بهترین پیدا كنیم كه دارد یا نه ؟
ازدواج به این شكل خیلی سالم و زنده خواهد بود .یعنی شما تحت تاثیر مسائل جنبی و فرعی و احساسی نمیتوانید قرار گیرید با این روش شما میتوانید زنده ترین و شادابترین زندگی را پایه گذاری كنید .فقط باید جرأت داشته باشید هوس را كنار بگذارید.و چشم را كنار بگذارید و با عقل زندگی كنید.
در مرحله چهارم كه مرحله مراسمات است ،مرحله اولش مرحله خواستگاری است.به هر حال برای شما باید مشخص شود كه در مراسم خواستگاری چه حرفهایی ردوبدل می شود.توصیه برای ارتباط بین خواستگاری و عقد این اسن كه هیچگونه تماس تلفنی تحت هیچ عنوانی نباید برقرار شود و فقط ارتباط از طریق مكاتبه باشد.در مكاتبه میتوانید منطقی ترین حرف را بدرستی مطرح كنید . در مكاتبات پیشنهاد میكنم كه هیچگونه كلمات عاطفی مبادله نشود .مكاتبه حالت تحقیقی دارد ،هنوز میخواهیم همدیگر را بشناسیم ،هنوز خیلی مطمئن نیستیم ،هنوز می خواهیم ببینیم كه آن توافقات و سازگاریهای اولیه را میتوانیم داشته باشیم یا نه .
مراسم بعدی مراسم عقد است .كه معمولاً خانواده دختر برگزار می كنند .باید بدانید كه در عقد چه كسی خطبه را میخواند و چه كسی بله را می گوید.طبق توصیه شرع مقدس اسلام،مراجعه با مرد است ولی انتخاب با زن است و پیشنهاد با زن است و پذیرش با مرد است.در روایات توصیه شده است كه خطبه را خود عروس و داماد بخوانند .5 كلمه زن میگوید و 3 كلمه هم مرد.آن بله ای كه دخترها می گویند بله وكالت میباشد نه بله ازدواج. میشود در شب عقد دختر بخواند و پسر جواب دهد ،حال به همدیگر محرم میشوند.بعد از مراسم عقد مكاتبات حالت عاطفی پیدا مكند و بعد هم مراسم ازدواج كه است كه هزینه آن بعهده داماد است . بعد هم آغاز زندگی.آیا فكر كرده اید در شروع ازدواج كه دیگر جدی است چه حرفی دارید تا به همدیگر بگویید ،این یكی از مراحل مهم ازدواج است.
در قرآن آیه ای است ”و من كل شیء خلقنا زوجین“ ،یعنی همه چیز را زوج آفریدیم و تنها كسی كه اجازه دارد فرد و فرید و احد و واحد باشد تنها خداست.سایر موجودات شرط حیاتشان ازدواج است.و هر گونه تعادل و تكامل و تعالی هر موجودی به ازدواجش بستگی دارد.از این سه مهمتر حیات هر وجودی به ازدواج بستگی دارد.اصلاً مهمترین مساله هستی ازدواج است.اصلاً حرف حساب آفرینش عشق است و ازدواج و پیوند.همان روز اولی كه ”من نفس واحده “من و شما را آفریدند اولین حرفی كه در گوش ما گفتند ازدواج بود .بهشت نخستین بحث ازدواج بود و بهشت قرب الهی هم تنها نهادی كه در آن است خانواده است.
در بهشت قرب الهی فقط لژ خانوادگی است ،مجردها را راه نمیدهند ”فیها ازواج مطهره“ امروز خدمت شما بگویم :ازدواج نمیتوانید نكنید. ”و من كل شیء خلقنا زوجین“یعنی همه چیز را زوج آفریدیم،یعنی واحد انسان یك زن و یك مرد است.محال است شما ازدواج نكنید.والا نمیتوانید یك دقیقه زنده باشید.آنگاه كه احساس تنهایی میكنید نباید ازدواج كنید،آنگاه كه احساس فردیت میكنید باید ازدواج كنید.یكی از علل اساسی طلاقها این است كه زن و مرد با هم یك چیز نمیشوند بلكه سازگار شده اند،قلبشان 2 تا است.
زنده است كسی كه تعادل داشته باشد و تعادل هم كسی دارد كه زوج باشد.
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی