تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - آثار روان شناختی ازدواج: ارضای نیاز جنسی
آثار روان شناختی ازدواج: ارضای نیاز جنسی


ازدواج و تشكیل خانواده در همه مراحل تاریخ آثارى گسترده بر ابعاد مختلف زندگى بشر داشته است و نمى توان تأثیرهاى آن را به زمینه ای خاص محدود ساخت. با اذعان به این واقعیت، در این فصل در پى آنیم كه آثار روان شناختى ازدواج را بر زندگى افراد بررسى كنیم. پس از آن، با توجه به یكى از آثار ازدواج كه گسترش روابط اجتماعى است، به روابط خویشاوندی و آثار آن از دیدگاه اسلام خواهیم پرداخت.

ارضاى نیازهاى جنسى

احساس جنسى و اندامهای مربوط به آن، بخشهای مهمى از وجود انسان هستند. برای حفظ و استمرار سلامت و آرامش روانى، اولین نكته تصدیق صریح و درك احساس و جنبه جنسى خویش و جنس مخالف است. عدم توجه به این نكته ممكن است افراد را دچار ناراحتى هاى جدى كند.(1) در روان شناسى فلسفى، یكى از قوای انسان را قوه شهویه نامیده اند كه بخشى از آن به نیازهاى جنسى مربوط مى شود،(2) با وجود این، در بیشتر جوامع تا چند دهه قبل و پیش از افرادى مانند فروید، مسائل جنسى به صورت تابوى فرهنگى محسوب مى شد؛ برای نمونه، تحقیقى در مورد داندش آموزان نشان داد كه آنان اغلب نمى توانند درباره مسائل جنسى از والدین پرسش كنند؛ زیرا آنها عصبانى شده و فرزندان را به بداخلاقى و سوء تربیت متهم مى كنند. گاه به احساس حقارت یا سراسیمگى دچار شده و احتمالا با پاسخ دروغ و اظهار بى اطلاعى، واكنش نشان مى دهند. هرچند انگیزه والدین صیانت كودكان است، لیكن به شكل رمز و راز در آوردن مسائل جنسى، آنان را در آینده دچار مشكل مى كند.(3) راه حل این مشكل، آموزش مناسب امور جنسى است و اولین گام تغییر این تلقى است كه اطلاعات جنسى و اصل این رفتار شرم آور و زشت است. براى تغییر این نگرش باید مرز بین فضای خصوصى خانواده و فضاهاى عمومى را به طور واضح تعریف نمود. در محدوده زن و شوهر، انتقال اطلاعات در مورد رفتار جنسى در حد سالم و مشروع و كمك به آموزش یكدیگر، امرى مطلوب و گاه لازم است. اگر سئوالات و مشكلاتى در این زمینه بروز نماید، زن و شوهر باید با رعایت حدود لازم، مسائل را با متخصصان روان شناسى و پزشكى در میان بگذارند. در غیر این صورت، مشكلات تشدید مى شود. در تعالیم اسلام حیا در محدوده ای كه بیان شد، نامطلوب محسوب مى گردد؛(4) به همین جهت، اولیای دین (ع) در پاسخ به مراجعان، با صراحت راهنمایى هایى ارائه مى دادند كه گاه به نحوه روابط جنسى مربوط مى شد.(5) با وجود این، در فضاهای عمومى صحبت از این روابط باید با پوشش و در حد لازم باشد. آنچه در مورد حیا و اهمیت آن در دین اسلام بیان شده، به همین امر باز مى گردد؛(6) از این رو در متون اسلامى، در بحث از مسائل جنسى بیشتر از استعارات استفاده مى شود؛ یعنى از كلماتى كه به طور صریح بر این روابط دلالت دارد، استفاده نمى شود؛ براى مثال، در قرآن برای اشاره به روابط جنسى از كلماتى مانند «مباشرت»(7) به معنای تماس بدنى و پوستى دو نفر، «لباس(8) بودن برای هم» و «رفث»(9) به معنای انواع لذت جنسى زن و مرد از هم، استفاده شده است.(10) گام دوم، ایجاد تلقى مثبت از روابط جنسى و محبتى است كه در اثر آن پدید مى آید. در اثر این تلقى، فرد از احساس جنسى خود و همسر لذت مى برد و استفاده از آن را فقط در حد ضرورت نمى بیند. در غیر این صورت، ممكن است فرد در ارضای نیازهای جنسى خود در پرتو ازدواج دچار مشكل شود. همین امر ممكن است فرد را دچار تمایل به همجنس یا اختلال در روابط جنسى و یا جنایات جنسى كند. این گونه افراد اغلب با تحریمهاى غلط و نابجاى جنسى رشد و نمو كرده اند. افزون بر این، حتى تحریم احساس صحیح جنسى مى تواند فرد را در سازگاری با اشخاص و حتى عواطف خویش به دشواری افكند.(11) برخى مانند فروید، در رابطه با نیاز جنسى پا را فراتر گذاشته و رشد روانى و تحول شخصیت افراد را بر اساس غریزه جنسى و تمركز آن بر بخشهاى مختلف بدن تبیین كرده اند. هرچند همه منتقدان، نگاه فروید به غریزه جنسى را مبالغه آمیز و افراطى تلقى مى كنند،(12) ولى در مجموع اهمیت مسائل جنسى و نقش مؤثر آن در رفتارهاى انسان قابل انكار نیست، به طوری كه سركوب و بى توجهى به این غریزه مى تواند منشا بسیاری از اختلالات روانى باشد.
اینك با تفصیل بیشتری به بررسى دیدگاه اسلام درباره ی رفتار جنسى مى پردازیم. تعالیم اسلام مطابق طبیعت انسان است(13) و به همه نیازهاى جسمانى و روانى انسانها توجه دارد. در این میان، نیاز جنسى مورد تأكید قرار گرفته و در بسیاى از آیات قرآن، نكاتى درباره آن بیان شده است. دوست داشتن و روابط جنسى و زینت آن برای زندگى، در قرآن تصریح شده(14) و حتى توجه انبیا به دوست داشتن زنان و روابط جنسى مورد تأكید قرار گرفته است،(15) به گونه ای كه پیامبر اسلام (ص) مى فرماید: از دنیای شما عطر و زنان را دوست دارم.(16) در متون اسلامى وقتى از روابط جنسى سخن به میان مى آید، مردان بیشتر مورد خطاب هستند، یا به زنان توصیه مى شود كه با همراهى و علاقه، به این روابط تن دهند. این امر ممكن است به دلیل لزوم رعایت حیا در زنان بیش از مردان باشد.(17) «الحیاء حسن ولكن فى النساء احسن». همانگونه كه گفته شده است: حیا ده جزء دارد كه نه جزء آن به زنان تعلق دارد و یك جزء آن در مردان است.(18) دلیل دیگر این امر، فعال بودن مردان، هر چند در ظاهر، در این روابط است؛ گویا زنان كم تر فعال یا بیشتر منفعل اند. در بحث انواع خانواده در اسلام بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت. در هر صورت، یكى از ابعاد مهم زندگى انسان لذت جویى است كه مى توان اوج آن را در روابط جنسى دانست.(19) تعالیم اسلام، این واقعیت زندگى بشرى را تأیید كرده و حتى آن را به زندگى پس از مرگ تعمیم داده است. در سخنان اولیای دین (ع) آمده است كه مردم در دنیا و آخرت از هیچ چیز به اندازه روابط جنسى لذت نمى برند.(20) افزون بر این، اسلام به این روابط با دید مثبت نگاه مى كند و حتى به آن رنگ معنوی و عبادى مى دهد. اولیاى دین (ع) در موارد متعدد از پاداش اخروی در روابط جنسى سخن مى گفتند كه گاه تعجب افراد را برمى انگیخت.(21) اولیاء دین (ع) با معادل سازى پاداش روابط جنسى با برخى تكالیف دینى دشوار مانند جهاد، ریزش گناهان و پاك شدن افراد،(22) به دنبال ایجاد نگرش مثبت دینى به این رفتار در زن و شوهر هستند كه این امر باعث مى شود آنان احساس مثبتى از این روابط داشته باشند و لذت و نشاط بیشترى برای آنها حاصل شود. تقویت این نگرش، مانع بروز احساس گاه در اثر روابط جنسى در زن و مرد است. هرچند تعالیم اسلام با روشهاى متعدد به دنبال فراهم آمدن لذت در روابط جنسى زن و مرد است، سنتهاى غلط و برداشتهای نادرست از دین و اخلاق باعث بروز احساس گناه در اثر روابط جنسى در برخى افراد مى شود كه با استفاده از آموزه هاى دینى مى توان از بروز چنین حالتى جلوگیری كرد. از امتیازهای مهم دین اسلام نسبت به برخى ادیان كه غالبا به روابط جنسى با دید منفى مى نگرند،(23) ارزش گذارى مثبت به این روابط است. ارضاى نیازهاى جنسى با رعایت عفت و تقوا منافاتى ندارد، بلكه تنها در پرتو رعایت تقوا و عفت مى توان این نیاز را در حدكافى ارضاء نمود و جلو هیجانهاى بى جا و ناراحتى هایى مانند احساس محرومیت و سركوب شدید را گرفت و به عبارت دیگر، پرورش و ارضاى یك نیاز، غیر از تحریك غیر طبیعى و ارضای بدون قید و شرط آن است.(24)
با توجه به نكات یاد شده، اسلام ارضای جنسى را تنها از راه ازدواج مى پذیرد و آن را ركن اساسى ازدواج مى داند، به طوری كه اگر به دلایلى، ارضای نیازهای جنسى در سایه ازدواج زن و مردى مقدور نباشد، به راحتى مى توان این ازدواج را بر هم زد.(25) بیماری ها یا ناتوانایى جنسى كه در مرد مانع برقراری روابط جنسى مى شود، طبق ماده 1122 قانون مدنى و متون روایى، موجب حق فسخ عقد ازدواج براى زنان مى شود. در مورد زنان نیز طبق قانون 1123 قانون مدنى و متون روایى، برخى نقصها كه موجب اختلال در روابط جنسى مى شود، موجب حق فسخ ازدواج برای مرد مى گردد.(26) همچنین از وظایف اساسى زن و مرد در ازدواج، ارضای نیازهای جنسى طرف مقابل است. در این رابطه زن یا مرد نمى توانند حتى به بهانه عبادت از روابط جنسى سرباز زنند.(27) تعالیم اسلام نه تنها به اصل برقرارى روابط جنسى اهمیت مى دهد، بلكه به حاصل آن كه لذت طرفین است نیز توجه دارد؛ از این رو، راهكارهایى به زن و مرد توصیه مى كند كه لذت متقابل حاصل شود. به زن توصیه مى كند كه تا آن جا كه امكان دارد، به این روابط تن دهد، حتى اگر در شرایط كاملا مساعد قرار نگرفته باشد.(28) افزون بر همراهى، مناسب است زن با استفاده از زیباترین لباسها و خوشبوترین عطرها و بهترین لوازم آرایشى خود، خویش را بیاراید(29) و هرگونه حیا و خودداری حین روابط جنسى را كنار گذارد(30) و همه نیازهاى جنسى مرد را در چهارچوب قوانین شرعى تأمین نماید(31) و در زمانهاى مناسبى از شبانه روز، زمینه برآورده شدن این نیازها را به طوركامل فراهم كند.(32)
تعالیم اسلام به مرد نیز توصیه هایى دارد تا روابط جنسى برای زن نیز لذت بخش باشد. اولین نكته زینت و ظاهر جسمانى مرد است. تمیزى بدن، زینت و استفاده از عطر، راههایى است كه زمینه جذب طرف مقابل را فراهم مى كند. به طور كلى، آمادگى مرد باید به همان میزانى باشد كه انتظار دارد زن برای او آماده باشد.(33) نكته دیگر، دورى از عجله و شتاب در روابط جنسى است. به مردان توصیه شده است به جهت نیازهای روانى زنان و لذت بخشى بیشتر، این روابط را با درنگ بیشتر همراه سازند.(34) به این منظور، مناسب است استفاده از ارتباطات كلامى(35) و الفاظ مناسب و نیز روابط غیر كلامى، مانند تماسهاى بدنى لذت بخشى چون بوسیدن،(36) مقدمه آمیزش جنسى قرار گیرد. ملاعبه ی پیش از آمیزش مورد تأكید قرار گرفته(37) و توصیه شده است كه پیش از لذت بردن زن، مرد در پایان دادن به آمیزش شتاب نكند.(38) توجه زن و مرد به این نكات و رعایت آنها، روابط جنسى را براى هر دو لذت بخش مى كند. در غیر این صورت، بروز مشكلات روانى و سازشى اجتناب ناپذیر است.(39) در قرآن، پس از بیان حكم جواز روابط زناشویى در شبهای ماه مبارك رمضان، زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان معرفى مى كند.(40) از این تعبیر مى توان برداشت كرد كه در روابط جنسى نیز در صورتى زن و مرد مى توانند(41) عفت یكدیگر را حفظ كنند كه این روابط برای هر دو رضایت بخش باشد. افزون بر این، این تعبیر با متقابل بودن و همراهى كردن در روابط جنسى مناسبت بیشترى دارد.(42)
تعالیم اسلام پس از ازدواج رسمى بین زن و مرد، گونه های مختلف روابط جنسى بین آنها را اجازه مى دهد و در واقع، زن و مرد را در ارضای انگیزه جنسى در محدوده ی شرعى آزاد گذاشته است. با وجود این، به مردان توصیه مى كند كه تلاش كنند در روابط جنسى، به زن آسیبهاى جسمانى و روانى وارد نشود. در این رابطه گفته شده است كه زن، عامل نشاط بخش و سرگرم كننده ی شماست، و به هیچ وجه نباید او را آزار دهید.(43) برخى شیوه های روابط جنسى اگر برای زن ناخوشایند باشد، نامناسب اعلام شده است،(44) هرچند در صورتى كه موجب آسیب جدی نباشد، جایز است.(45) روابط جنسى یكى از با اهمیت ترین اركان و تكیه گاه هاى روابط زن و شوهر است كه در پرتو آن صمیمت و نزدیكى بسیار شدیدی مبادله مى شود. در روابط جنسى مشكلات مربوط به دوری یا نزدیكى رابطه زن و شوهر به عمیق ترین شكل بروز مى كند و البته تأثیرات این روابط سبب تغییرات بسیار گسترده ترى ورای صرف آمیزش جنسى است(46) تعالیم اسلام به این گونه آثار روابط جنسى نیز اشاره دارد. تعامل جسم و روان كه مبنایى برای تن آرمیدگى عضلانى (relaxation) محسوب مى شود و فرد با آرامش ماهیچه هاى بدن و رفع تنش از آن، به آرامش روانى نائل مى گردد،(47) در روابط جنسى نیز موجب بروز نشاط در فرد در اثر لذت جسمانى و تسكین برخى دردها و تنشهای بدن مى شود كه در كلمات اولیاى دین (ع) به این امر تصریح شده است.(48) براى رفع افسردگى و حصول شادمانى و برطرف شدن سستى و عدم تحریك پذیری نیز روابط جنسى مؤثر است.(49) از سوی دیگر، ناتوانى یا دوری از روابط جنسى موجب تندى خلق و خو و خشم در فرد مى شود.(50) اولیای دین (ع) به همین جهت راه هایى برای تقویت میل جنسى و ایجاد رغبت بیشتر به روابط جنسى ارائه داده اند.(51) در این رابطه براى حل مشكلات افراد در روابط جنسى، توصیه هایى در انتخاب همسر دارند(52) و در موقعیتهای خاص(53) و به طور كلى، افراد را به صراحت به انجام دادن عمل جنسى توصیه مى كنند.(54)
از آن جا كه تولید نسل از طریق روابط جنسى بین زن و مرد تحقق مى یابد،(55) تعالیم اسلام در خصوص این بعد نیز توصیه هایى درباره چگونگى روابط جنسى،(56) زمان،(57) مكان(58) و برخى شرایط زن و مرد در این حالت دارد. همراهى این رفتار با یاد خدا و درخواست فرزندان سالم و صالح از او، مورد تأكید قرار گرفته است.(59) بر اساس تعالیم اسلام، وضعیت روانى زن و مرد در حال روابط جنسى از جمله كلامها،(60) افكار،(61) رفتار(62) و حتى آرامش و اضطراب،(63) و نیز چگونگى، مكان و زمان وقوع روابط جنسى در شخصیت و رفتار فرزند آنها مؤثر است؛(64) براى مثال، گفته شده است كه روابط جنسى زن و مرد اگر در شب جمعه باشد و فرزندی از آن پدید آید، استعداد سخنران شدن در او وجود دارد.(65)
آخرین نكته در روابط جنسى، مسائل بهداشتى آن در بعد روانى و جسمانى است. تعالیم اسلام در این جهت توصیه هاى بسیارى دارد.(66) از آن جا كه بعثت پیامبر اسلام (ص) در محدوده ی جغرافیایى دور از فرهنگ و دانش و در زمان فقدان بهداشت مناسب بود، مى توان به الهى و فوق بشرى بودن توصیه هاى دین در این زمینه اذعان كرد. توصیه كلى اسلام در مورد روابط جنسى، تعدیل و مهار آن با توجه به مقتضاى سنى افراد است كه این امر در سلامت و طول عمر مؤثر است.(67) و افزون بر این، زیاده روى در این روابط نیز تأثیرات روان شناختى نامطلوبى بر افراد دارد كه در كلمات اولیاى دین (ع) به از آنها اشاره شده است.

پی نوشت :

1. ستیر، ویرجنیا، آدم سازی در روان شناسی خانواده،ص 131.
2. خواجوی، محمد، ترجمه اسفار، ج 4/2، ص 85-87.
3. ستبر، آدم سازی در روان شناسی خانواده، ص 131.
4. از جمله، روایاتی كه حیا نكردن زن در كنار شوهر را از صفات نیك زن به شمار مى آورد، این روایت است: «خیر نسائكم التى اذا خلت مع زوجها خلعت له درع الحیاء» حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 14، ص 15.
5. ر.ک: همان، ص 38، 72، 75، 77، 83 و 84.
6. «لا ایمان لمن لاحیا له» كلینى، كافی، ج 2، ص 606؛ و مجلسى، بحارالانوار، ج 68، ص 331.
«الحیاء على وجهین، فمنه الضعف و منه قؤة و احلام و ایمان» مجلسى، بحارالانوار، ج 5، ص 197. روایاتى كه بر لزوم رازدارى و پوشش روابط جنسى تأكید شده است، به علاوه آیه 58 سوره ی نور، در مورد لزوم اجازه كودكان در سه وقت از شبانه روز برای ورود به اتاق والدین، همه بر لزوم حیا در محدوده ی عمومى دلالت دارد.
7. «فالن بشروهن و ابتغوا ما کتب الله لکم» بقره، 187.
8. «هن لباس لکم و أنتم لباس لهن» بقره، 187.
9. «أحل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم...» بقره، 187.
10. اسماعیلى، على، جوان، انگیزه و رفتار جنسی، ص 40.
11. ستیر، آدم سازی در روان شناسی خانواده،ص 132 - 134.
12. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مکتبهای روان شناسی حوزه و دانشگاه، ص 321.
13. آیات بسیاری از قرآن بر این واقعیت تأکید دارد، از جمله آیه 30 سوره روم: «فأقم وجهم للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها» و نیز «لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیة و لکن بعثنی بالحنیفة السهلة السمحة» کلینی، کافی، ج 5، ص 494.
14. «زین للناس حب الشهوت من النساء...» آل عمران، 14.
15. «من اخلاق الانبیاء حب النساء» حرعاملی،وسائل الشیعة، ج 14، ص 10 و «ثلاث من سنن المرسلین... کثرة الطروقه»، ص 4.
16. «حبب الی من الدنیا ثلاث: الطیب و النساء و قرة عینی فی الصلاة» مجلسی، بحارالانوار، ج 73، ص 649.
17. فرید، مرتضی، نهج الفصاحة، ص 425.
18. مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 336.
19. «الذ الاشیاء مباضعة النساء» حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 10.
20. «ما تلذذ الناس فی الدنیا و الآخرة بلذة اکثر لهم من لذة النساء» همان.
21. «ائت اهلک توجر فقال: یا رسول الله (ص)، آتیهم و أوجر؟... اذا خاف علی نفسه فأتی الحلال أجر» همان، ص 77.
22. همان، ص 76؛ نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 150.
23. اکنر. ر. ا. برگزیده افکار راسل، روان شناسی رابطه زناشویی، ص 121 - 136.
24. مطهرى، اخلاق جنسى، ص 55.
25. مطابق قوانین اسلام، عیوب و نقصهایى که مانع ارضاى جنسى زن یا مرد باشد، باعث فسخ ازدواج مى شود. خمینى، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ج 2، ص 292 - 293.
26. راستى: زهرا، و... انحلال نکاح به واسطه عیب، ص 31 و 61.
27. «... أترغبون عن النساء، انی آتی النساء... و لا تحرموا طیبت ما أحل الله لکم... (مائده، 87)» حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 8 و برای زنان: «لا تطولن صلاتکن لتمنعن ازواجکن» ص 117.
28. «و لا تمنعه نفسها و ان کانت علی ظهر قتب» همان، ص 112.
29. «ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها» همان.
30. «خیر نسائکم التی اذا خلت مع زوجها خلت له درع الحیاء...» همان، ص 15.
31. «المتبرجة مع زوجها... و اذا خلا بها بذلت له ما یرید منها» همان، ص 14.
32. «و تعرض نفسها علیه غدوة و عشیة» همان، ص 112.
33. «ایسرک ان تراها علی ما تراک علیه اذا کنت علی غیر تهیة؟... من اخلاق الانبیاء التنظف و التطیب و حلق الشعر...» همان، ص 183.
34. «فلیکن بینهما ملاعبه «مداعبة» فانه اطیب للامر» همان، ص 82 و «اذا اراد احدکم ان یأتی زوجته فلا یعجلها فان للنساء حوائج» ص 83 و «اذا جامع احدکم اهله فلا یأتیهن کما یأتی الطیر لیمکث و لیلبث» ص 83.
35. «ولیکن بینهما رسول، قیل: ما الرسول؟ قال: القبلة و الکلام» جزائری، سید عبدالله، تحفة السنیة، ص 277.
36. همان؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 327 و «لا بأس ان یستعین بکل شی ء من جسده علیها» حرعاملی، وسائل الشیعة، جج 14، ص 77.
37. «فهلا فتاة تلاعبها و تلاعبک» نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 179 و 221.
38. «... ثم اذا قضی حاجته قبل ان تقضی حاجتها فلا یعجلها حتی تقضی حاجتها» موصلی، احمد بن علی، مسند ابن یعلی، ج 7، ص 209؛ الهیثمی، علی ابن ابوبکر، مجمع الزوائد، ص 295.
39. عک، خالد عبدالرحمان، آداب الحیاة الزوجیة....، ص 413 - 416.
40. «أحل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم هن لباس لکم و أنتم لباس لهن» بقره، 187.
41. «بر اساس سخن صاحب تفسیر مجمع البیان می توان لباس را در این جا اشاره به روابط جنسی مرد و زن دانست (طبرسی، مجمع البیان، ج 1، ذیل آیه 187 بقره).
42. عک، آداب الحیاة الزوجیة، ص 421.
43. «انما المرأة لعبة من اتخذها فلا یضیعها» حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 120.
44. «سألت عمن اتی جاریته فی دبرها... الممرأة لعبة لا توذی...» مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 29 و «...ان یوتی النساء فی ادبارهن فقال (علی «ع»): سفلت سفل الله بک، أما سمعت الله یقول: «أتاتون الفحشة ما سبقکم بها من أحد من العلمنین (اعراف، 80)»همان.
45. طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ج 2، ص 808 و «احلتها آیة فی کتاب الله فی قوم لوط: «هولاء بناتی هن اطهر لکم» هود، 78، «وقد علم أنهم لیس الفرج یریدون» مجلسی، بحارالانوار، ج 100،ص 29.
46. زیمون، ف، ب، مفاهیم و تئوری های کلیدی...، ص 190.
47. فتحی،رسول، ریلاکس تراپی، ص 158 - 200.
48. «اذا کان بأحدکم اوجاع فی جسده و قد غلبته الحرارة فعلیه بالفراش... غشسان النساء فانه یسکنه و یطیفه» مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 291.
49. «ما افاد رجل بعد الایمان خیرا من امرأة ذات دین و جمال شره اذا نظر الیها...» نوری، مستدرک الوسائل، ج 14، ص 169؛ ابن سینا، حسین بن عبدالله، قانون، ج 1، ص 31. و «اما لک جاریة تضحکک... فان ذلک یقطع البلغم» حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 37. بلغمی ها حالتی کند دارند و در جسم و روان کم تر تحریک پذیرند و چالاک و سرزنده نیستند.
50. مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 46.
51. همان ص 80 - 83؛ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج 14، ص 85.
52. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 34 - 38.
53. «باب استحباب اتیان الزوجة لمن نظر الى اجنبیة فأعجبته» همان، ص 72.
54. «فارجع الى اهلك فاصبهم» و «قم فأصب من اهلك فانه منك صدقة علیها» همان، ص 75 - 76.
55. عبارانهای متعددى در قرآن به این مسئله اشاره دارد؛ از جمله: «نسائكم حرث لكم»، «وابتغوا ما کتب الله لکم» بقره، 187.
56. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 85 درباره نگاه کردن، و ص 84 درباره ی نحوه ی روابط.
57. همان، ص 80 و 88 و 90 و 91 و 93 و 187.
58. همان، ص 84، 98.
59. همان، ص 79، 81، 82 و 96.
60. همان، باب «كراهة الكلام عند الجماع بغیر ذكر الله و الدعا.»، ص 86 - 87.
61. «لاتجامع امرأتك بشهوة امرأة غیرك...» همان، ص 188؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 282.
62. «لاتجامع امرأتك من قیام... فان قضى بینكما ولد كان جؤالا فى الفراش...» همان، ص 189.
63. «فان الرجل اذا اتى اهله بقلب ساكن و عروق هادئه و بدن غیرمضطرب... فخرج الرجل یشبه اباه و امه» مجلسى، بحارالانوار، ج 36، ص 415 و ج 40، ص 169 و ج 60، ص 251 و 359.
64. حرعاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 89، 94، 95، 99، 187، 189 و 190.
65. «إن جامعتها لیلة الجمعة و كان بینكما ولد فانه یكون خطیبأ قوالا مفوها» همان، ص 190.
66. همان، ص 80، 98، 99، 191 و 192؛ مجلسى، بحارالانوار، ج 59، ص 327 و 261.
67. «من اراد البقاء و لابقاء... و لیقل غشیان النساء» مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 295.