تبلیغات
وبلاگ جوان و ازدواج - سلامت خانواده
سلامت خانواده


معیارگرایى

چنین نیست كه هر كس ازدواج كرد, سعادتـمند شد. چـنین هم نیست كه هر كس همسرى بـرگزید, مى تـواند او را بـه سعادت و خوشبـختـى برساند. دلیل آن هم وجود آتشهاى اختلاف و زبانه هاى كینه و كدورت در خانواده هاى بسیارى است كه گاهى هم پایشان به شكایت و دادگاه و پرونده و ... كشیده مى شود.
مهمتر از ((تشكیل خانواده)) , داشتن خانواده اى سالم, استوار, پاك و عاطفى و داشتن همسرى همدل و همزبان و همراه و همدرد است. خانواده هایى كه پـس از تـشكیل, خیلى زود از هم مى پـاشد و طوفان اختلاف, ریشه آن را لرزانده و سقف آن را فرو مى ریزد, یا از همان آغاز, میان زن و شوهر و اقوام و بـسـتـگان دو طرف, ((مسـإله)) بوده است, یا در اثر لجاجتها, خودخواهیها, نبـودن روحیه گذشت و ایثار و نادیده گرفتـن خطاهاى كوچك و ضعفهاى ناچیز, ((مسایلى)) بروز مى كند و رفته رفته بـزرگ مى شود و ((مشكلات)) , عرصه را بـر ((زندگى)) تـنگ مى سازد. اگر از آغاز, بـناى ازدواج, سالم نهاده شده بـاشد, این گونه بـحـرانها یا هرگز یا دیر بـه سـراغ خـانه مى آید.
هستـه اولیه یك خـانواده سالم و مطلوب, از همان آغاز ازدواج, از هنگام خواستگارى و وصلت بـا خانواده دیگر شكل مى گیرد و ریشه آن, شناختن و داشتن ((معیارهاى مكتـبـى)) در انتـخاب همسر است.
همسر ایده آل كیست؟ خصوصیات یك زن یا شوهر خوب كدام است و بـا كدام ((معیار)) , بـاید سـراغ انتـخـاب شریك زندگى رفت, یا بـه درخواسـت یك خـواسـتـگار بـراى ازدواج, ((آرى)) گفت؟ و این آرى گفتن, كه گاهى بلكه اغلب, یك زندگى مادام ا لعمر را بر دوش انسان مى گذارد, باید با در نظر گرفته چه ویژگیهایى باشد؟

نجابت و دیانت

وصلت با خانواده هایى كه نجیب و شریف اند, پسندیده تر است. تدین و تقوا, ملاك دیگرى در همسرگزینى است. ارزش و اعتبـار یك مسلمان در دیدگاه مكتب, بـه ((دین)) او است. پس ملاك قرار دادن دیندارى در ازدواج, نشانه اصول گرایى و مكتبى اندیشیدن و مكتبى عمل كردن است.
اگر كسى مسلمان و مومن است و در ازدواج, دنبـال همتا, هم شإن و ((كفو)) مى گردد, لابد مى- داند كه مسلمانى و ایمان, رمز و نشانه آن همتایى اسـت و مومن, كفو مومن اسـت و زنان پـاك و عفیف, لایق مردان باتقوا و پاكند(و الطیبـات للطیبـین)(1) و در آیات قرآن, ازدواج بـا مشرك و كافر نهى شده است, چرا كه همتـاى مومن نیست. (2
امام صادق(ع)فرمود: ((الكفو ان یكون عفیفا و عنده یسار)) ; (3)
كفو و همتا در همسرى آن است كه پـاكدامن و تـوانگر بـاشد(تـا بتواند خرج زندگى را تإمین كند).
پـس معیار در ((آرى)) گفتن بـه همسر آینده یا خواستگارى كردن از یك دخـتـر, آن اسـت كه هم ((عفاف)) داشتـه بـاشد, هم ((قدرت مالى)) . در برخى احادیث, دین و امانت مطرح شده است, در روایتى ((دین و اخـلاق)) معیار قرار گرفتـه اسـت و بـى اعتـنایى بـه این معیارها فسادآفرین دانسته شده است.
رسول خدا(ص)فرمود:
((اذا جإكم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه و ان لا تفعلوه تـكن فتنه فى الارض و فساد كبیر)) ; (4
هر گاه كسـى سـراغ شـما آمد كـه ((اخـلاق)) و ((دیانت)) او را مى پسندید, پس بـا او ازدواج كنید و گرنه در زمین فتنه خواهد شد و فساد بزرگ پدید خواهد آمد.
گرچه ((زیبایى و جمال)) را بـه عنوان یك معیار و ارزش مى توان حساب كرد, اما در صورتى كه با تقوا, عفاف و پاكى در تعارض قرار نگیرد. كسى كه در ازدواج, تنها به ((زیبایى)) , یا ((ثروت)) یا ((شهرت)) توجه كند و از اصالت خانوادگى و تربـیت و اخلاق پـدر و مادر و عفاف دختر غافل شود, چه تـضمینى وجود دارد كه خانواده اى محكم, استوار و پـابـرجا پـدید آید و این كانون, پـایگاه صفا و محبت شود؟!
سنتهاى دینى و ملى را نبـاید نادیده گرفت. فرهنگ خودى ما بـه اصول خوبـى آمیخته و بـر آنها استوار است, اگر آن را در مقابـل فـرهنگ بـیگانه, بـه دیده حـقارت ننگریم و كنار نگذاریم. در یك خانواده, هر چه نجابت و اصالت و حیا و عفت بیشتر بـاشد و هر چه معیارهاى مكتبى بـیشتـر حاكم و سرنوشت ساز و تـإثیرگذار بـاشد, نظام و انسجام و قوام آن خانواده نیز, مستـحكم تـر و بـادوام تـر خواهد بود.
سستى بنیان خانواده ها را بـیشتر در میان كسانى مى توان دید كه به اصول مكتبى و ارزشهاى فرهنگ خودى بى اعتنا و از آنها بـیگانه یا گریزان اند.

همسر نمونه

بـراى خـیلى ها این سـوال كه ((همسـر نمونه كیسـت؟ زن یا شوهر ایده آل و مطلوب, چـه ویژگیهایى بـاید داشتـه بـاشد؟)) از سوالات اساسى در گزینش همسر است. نه تنها در گام نخست و آغاز كار, حتى در مورد كسـانى هم كه ازدواج كرده اند و مدتـى از پـى نهادن این بـنا و بـر پـا ساختن این خیمه گذشته و صاحب فرزند نیز شده اند, آشنایى بـا این ((شاخص)) ها و ((معیار)) ها, مناسب و مفید است, زیرا بـا عینیت بـخشیدن بـه آنها در زندگى مشترك, مى توانند بـه سلامت و استحكام بنیان خانواده خویش, كمك كنند.
پـیش از آنكه بـه خصوصیات مثبـت و ارزشى همسر اشاره شود, بـد نیست كه بـا چـهره منفى و نكوهیده همسر ناشایست هم آشنا شویم و خـانواده هاى ((مسـإله دار)) را بـشناسـیم. در این زمینه روایات بسـیار اسـت و در این احـادیث, از ازدواج بـا فاسـق, بـداخـلاق, شراب خوار, عقیم, احمق و سفیه, مجنون, و دخترى كه در خانواده بد رشد و نمو یافته است, نهى شده است. از جمله این حدیث مشهور است كه رسول خدا(ص)فرمود: از ازدواج بـا ((خضرإ دمن)) بـپـرهیزید. پرسیدند: یا رسـول الله, مقصود از خـضرإ دمن(سـبـزه روییده در مزبله)چـیسـت؟ فرمود: ((المرإه الحـسـنإ فى منبـت السـوء)) . (5)یعنى زن زیبـارویى كه در خانواده اى پست و فرومایه, بـه بـار آمده باشد.
همچنین از زنان نازا, آلوده, لجبـاز, نافرمان, حقیر و پست در نظر فامیل خـود, سركش در بـرابـر شوهر, رام و تـسلیم در مقابـل دیگران, ناموافق با شوهر, كینه توز, فخرفروش, بى پروا از كار زشت و ... در روایات نكوهش شده و از این گونه زنان به عنوان ((شرار النسإ)) یاد شده است.
در مقابل, بـه ازدواج بـا دوشیزگان, زیبـارویان, فرزندآوران, عفیفان و نجیبان, صاحبان اخلاق نیكو, دیندار و امین, فرمانبرداران از شوهر و حافظان مال و آبروى همسر و ... تشویق و ستایش شده است.
از پـیامبـر اكرم(ص)روایت است: از جمله عواملى كه موجب صلاح و اصلاح مرد مسلمان مى شوند آن است كه همسرى داشته بـاشد كه هر گاه به او بنگرد, خوشحال و مسرور شود و اگر از زنش غایب باشد, حافظ و نگهبان آبرو و حرمت شوهر باشد و اگر به او دستورى داد, اطاعت كند.(6)
و در روایت دیگر چـنین اسـت: هیچ مرد مسـلمانى پـس از اسـلام, بهره اى بیشتر از این نبرده است كه همسرى مسلمان داشته بـاشد كه اگر به او بـنگرد, شادمان شود و اگر فرمانش دهد اطاعت كند و هر گاه از همسرش غایب باشد, وى نسبت به خودش و مال شوهرش, نگهبـان و امین باشد.(7
و رسول خدا(ص)فرمود:((من سعاده المرء الزوجه الصالحه)) ; (8) همسر صالح و شایسـتـه, از جـمله عوامل خـوشبـخـتـى مرد اسـت.
رهنمود این احادیث, عبـارت از این اسـت كه از معیارهاى همسـر خوب, ((حفظ عفاف)) , ((مراعات حـقوق همسر)) و ((صیانت از مال و آبـرو)) اسـت. همین عوامل و مراعات این نكات, از سـوى دیگر بـه قوام و استحكام بنیاد خانواده كمك مى كند. روابط مناسب عاطفى زن و شوهر با یكدیگر و آن دو با فرزندان و بستگان و حفظ حقوق آنان و مراعات وظایف متـقابـل, عامل دیگرى بـراى سلامت خـانواده است.

آتش اختلاف

به كار بستن معیارهاى مكتب, بـه انس و الفت خانواده مى انجامد و بى توجهى به آنها عامل بروز تشنج و اختلاف در خانواده است سعدى گفته است: ((قدر عافیت كسى داند كه به مصیبـتـى گرفتـار آید.)) (9)و چه مصیبتى سخت تـر و تـلخ تـر از بـروز اختـلاف در یك خانه و خانواده؟
صفاى زندگى, نعمت بزرگى است كه برخورداران از آن باید پیوسته شكرگزار آن باشند و قدر و قیمت خانه بى اختلاف و نزاع را بدانند. چنین محیطهاى گرمى, بهشتى دنیوى براى فرزندان نیز خواهد بـود و طعم شیرین زندگى را به آنان خواهد چشاند.
البـته گاهى بـرخى بـگو مگوها در حد بـیان دیدگاهها و انتقال سـلیقه ها بـه طرف مقابـل لازم اسـت, تـا دو همسـر كه شریك زندگى یكدیگرند, از نظرات, خـواسـتـه ها, تـوقعات و كاسـتـیها و حـتـى انتـقـادها و عـیوب خـویش آگاه شـوند و عـقـده اى در دل نماند و ((انتقاد حضورى)) به ((غیبـت و بـدگویى پشت سر)) نیانجامد. اما تـا حـدى كه صمیمیت زندگى مشتـرك و آرامش كانون خانه را بـر هم نزند و بـراى خود زوجین, كینه نیافریند و كودكان را هم كه شاهد این گونه مشاجرات یا بحثهاى ((درون خانگى)) مى شوند, بـه نگرانى و اضطراب و آشفتگى فكرى و روحى نكشاند.
اگر زوجین, اهل منطق باشند و حرفهاى خود را مستدل و در فضایى دور از تعصب و لجاجت و پرخاش براى هم بـگویند و موضوعاتى را كه سبب بروز ناسازگارى شده و بحران آفریده است, ریز و مشخص كنند و بـراى حل آن همفكرى جدى داشته بـاشند, مطمئنا هیچ خطرى خانواده را تهدید نمى كند.
بـسیارى از اختلافها, ریشه در ((سوء تفاهم)) و ((بـدفهمى)) از حرف و عمل طرف مقابـل دارد. گفتـگوى منصفانه مى تـواند آشتـى آور باشد. نحوه بـرخورد بـا یك مشاجره خانوادگى, هم مى- تواند آمیخته به صحبتى منطقى و معقول بـاشد و آن مسایل را روشن سازد و گره ها را بگشاید, هم مى تواند آن را به یك بحران و مشكله لاینحل تبـدیل سازد. اینكه گفته اند: ((گرهى را كه با دست باز مى شود, با دندان باز نمى كنند)) اشاره به همین گونه راه حلهاى صحیح و منطقى بـراى معضلات خانوادگى و رفتارى و ارتباطى هم مى تواند باشد.
گفتـگوها و نزاعهاى لفظى, آسمان خـانه و خـانواده را ابـرى و بـغض آلود مى كند. نبـاید گذاشـت این وضـعیت ادامه یابـد و ریشـه بـدواند. حرفهاى پـشت سر و پـیش این و آن, اوضاع را بـحرانى تـر مى سازد و ((پرنده آشتى)) را از بـام و در آن خانه دورتر مى كند. تا مى توان در خانه به درمان پرداخت, چرا باید بـه بـیرون كشیده شود؟ و تا مى توان خود به خاموش كردن شعله اقدام كرد, چرا بـاید دامنه شعله را گسترده تر ساخت؟
صحبـت رویاروى و بـى واسطه, خیلى كارسازتـر از آن است كه پـاى بـیگانگان و حتـى اقوام نزدیك كه اغلب, كارى هم از آنان در رفع اخـتـلاف ساخـتـه نیست, بـه میان كشیده شود. زیرا خـطر رسوایى و بى آبرویى و عمیق تر شدن اختلاف, بیشتر مى شود.
اگر قرآن كریم, فرمان مى دهد كه خود و خانواده خود را از آتـش حفظ كنید: ((قو انفسكم و اهلیكم نارا)) (10), هم حفاظت از آتـش دوزخ به وسیله پرهیز از مفاسد و گناهان است, هم اگر بروز اختلاف در یك خانواده را شعله اى هستى سوز بـدانیم ـ كه هست ـ بـاید بـا رفتـار سنجیده و صحیح, خود و خانواده را از سوختـن در این آتـش نیز نگه داشت.
نعمت ((خانواده بـى اختلاف)) را قدر بـدانیم و اگر این شعله در بـساط و كانون زندگى ما در افتاده است, هر چه سریعتر آن را بـا تدبیر و حكمت, با تصحیح رفتار, با گفتگوى منطقى, با ریشه یابى و درمان فـورى, خـاموش كـنیم, پـیش از آنكـه ما و فـرزندانمان را خاكسترنشین كند.
راستـى كه همسر صالح, نجـیب, بـاتـقوا و عفاف, هدیه اى از سوى خداوند است و خوشا آنان كه از این موهبت برخوردارند.

پی نوشت :

1ـ نور, آیه 26.
2ـ ر.ك: بقره, آیه 221.
3ـ بحارالانوار, ج100, ص372.
4ـ همان, ص373.
5ـ همان, ص232.
6ـ وسائل الشیعه, ج14, ص22.
7ـ همان, ص23.
8ـ همان.
9ـ گلستان سعدى, باب هشتم.
10ـ تحریم, آیه 6.

منبع: ماهنامه پیام زن